آقا اجازه خسته ام از این همه فریب / از های و هوی مردم این شهر نا نجیب آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب «شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب . . . آقـــــــــــــــــــــــــــــــــا بیـــــــــــــــــــــــــــــــا![]()
ما را در سایت دل به دل راه داره دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
بازدید: 1698