دل تنگی هایم را با کدام قایق روانه ساحل دلت کنم که بفهمی دلتنگم.........
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
آقا اجازه خسته ام از این همه فریب / از های و هوی مردم این شهر نا نجیب آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند / دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب آقا اجازه باز به من طعنه می زنند / عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب «شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند / «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب . . . آقـــــــــــــــــــــــــــــــــا بیـــــــــــــــــــــــــــــــا![]()
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
گفت من مادرت هستم که بهشت در دستان من بود...
گفتم پس چرا الان زیر پای توست ؟
گفت آن را زمین گذاشتم تا تو را در آغوش بگیرم
به سلامتی همه مادرا

برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
مات مرام همتوووووووووووون...![]()
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم و تو… آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود…….

برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
اگه برات غیرتی نشم
اگه روت حساس نباشم
اگه ته ریش نداشته باشم
اگه باهات مهربون نباشم
اگه بهت اخمای کوچولو نکنم
اگه وقتی شالت رفت عقب نگم اونو بکش جلو
اگه دستتو محکم نگیرم
اگه نگم هرکاری کردی راست بگو تا ببخشمت
اگه سر به سرت نذارم
اگه قربون صدقت نرم
اگه نگرانت نشم
اگه بهت نگم عروسک من
اگه نگم من مهمم که میگم خوبی
اگه ...
اون موقع که تو دیگه دیوونم و عاشقم نمیشی!
تو عاشق اینی که من یه مرد کامل باشم!مرد تو!
اممما!!!ا
تو یه دختری!
اگه خودتو لوس نکنی
اگه باهام قهر نکنی و ناز نکنی
اگه وقتی چشام میچرخه از حسودی دیونه نشی
اگه از نظر دادنام خوشحال نشی
... اگه به خاطر من به خودت نرسی
اگه سر به سرم نذاری
اگه برام گریه نکنی
اگه لب و لوچه آویزون نکنی تا بغلت کنم
اگه بهم نگی آقامون
اگه برام مظلوم بازی درنیاری
اگه از سرو کولم نری بالا
اگه برام عشوه نیای
اگه گوشمو نپیچونی و نگی تو فقط مال منی
اگه ناغافل دستامو نگیری
اگه وقتی کار بدی کردی با ترس بهم نگی
اگه لج بازی نکنی
اگه...
اونوقت منم دیوونه و عاشق تو نمیشم تا اونکارارو برات بکنم!
من تورو خانوم میخوام!
خانوم من!
من و تو همون آدم و حواییم!بیا جاهامونو عوض نکنیم!
من صلابت نگه میدارم تو لطافت
تو نجابتتو نگه دار منم نگاهمو
بیا سعی کنیم بهترین هم باشیم!
من بهترین پسر واسه تو!
تو بهترین دختر واسه من!
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
تنهایی؛ واژه ای اشنا گاهی معرفت نسبت به انسانها حتی نزدیکترینها باعث این احساس میشه .. گاهی غرق در مشکلات میشی و تنهاییت رو می بینی.. گاهی با وجود همه کسانی که باید باشند تا تو تنها نباشی احساس غریبگی می کنی کسی تورو نمی فهمه کسی لمست نمیکنه کسی حست نمی کنه به حرفات به دغدغه هات به نبودها و بودهات می خندن میگن از بی دردیه میگن حالت زیادی خوشه میگن ناشکری میکنی .. گاهی از گناهی که کردی پناه به تنهایی میبری ازخودت و ازهمه فرار میکنی و تنها جایی که درش احساس غربت نمیکنی تنهاییه.. اما گاهی هیچ کدوم اینا نیست یعنی هست اما انقدری شدی که سنگینی شون رو احساس نکنی دلت میخواد تنها باشی تنهای تنها حتی عزیزترینت که به وجودش دلخوشی تنها دلخوشیته هم نباشه تو باشی و تنهایی تنهایی که خودتی و روحی خسته از این جسم و این فکر و این دنیا اما نه یکی دیگه هم هست کسی که اگر نبود تو این تنهایی ارامشی نبود اصلا میخوای تنهاباشی که درکش کنی که بار دیگه خیالت اسوده بشه که هست ….! او هست که دلم برای تنهایی بی قراری میکنه او هست که امیدم به ارامش در تنهاییه او هست که میخوام تو تنهایی دوباره لمسش کنم حسش کنم نگاهم کنه دستی به صورتم بکشه او هم منو حس کنه چون میدونم از باهم بودن چقدر لذت میبره گرمای دستش وجودمو بگیره داغی نگاهش دلمو روشن کنه امیدم بده به اینکه ببین هستم همیشه هستم حتی وقتی تو داری خودتو واسه تنها شدنی دوباره مشغول میکنی … تنهایی رو با بهترین های دنیا عوض نمی کنم در تنهایی تو هستی لذت با تو بودن هست فکر هست درک هست درد هست درد دیدن و فهمیدن درد درد دیگران هست درد تنهایی دیگران هست درد رشد هست و انسانیت و… اگر تنهاترین تنهایان شوم باز تو هستی ای تنها ترین تنها.
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
آدمِ بد را هر طور که هست تحمل می کنم . . . کاسه صبرم از آدم هایی لبریز است . . . که با ادعای خوب بودن، بدی می کنند . . . 
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
لحظه ی رفتن سکوتم علامت رضا نبود می خواستم مثل همیشه روی حرفت حرفی نیارم …. !!!!
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
69966999999999999999996669966666996666996666699666996666666996
69966699999999999999966666996669966669966666669966996666666996
69966666999999999999666666669996666669966666669966996666666996
69966666669999999966666666669996666666996666699666699666669966
69966666666699996666666666669996666666669999966666669999999666
همه ی شماره های بالا را با موس انتخاب کنید
بعدش ctrl+f را بزنید
بعدش 9 را بفشارید
و در اخر ctrl+enter را بزنید
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
با خودم زمزمه کردم :خانه ی دوست کجاست ؟
گیله مرد به قلبم اشاره کرد و گفت : با تمام وجود سعی کن ؛ باید که اینجا باشه .
نگاهم از انگشت اشاره اش بر زمین سر خورد و فقط مبهوت موندم .
منبع یکـ گیله مرد

برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)
بزرگترین هدیه ایی که میتوان به کسی داد ؛
زمان است !
هنگامیکه برای یک نفر وقت میگذاری ،
قسمتی از زندگیت را به او میدهی
که دیگر باز پس نمیگیری !
نویسنده : ؟؟
برچسب:
نویسنده: طیب سلیمانی (یاسین)